همه در زندانی با رویاهای پوسیده اسیریم
که کلید آزادی عاریه را
در بهم کوبیدن ملجٲ امن کودکی میدانیم
هرکسی
از هر سو که میرسید
می نگریست گرسنه وار!
⚪️⚪️⚪️
با دهانی باز و کف کرده سخن گویند از عشق!
تیز دندانانی، پشت نقاب حزن و آه
که آز گونه چطور میخندد در این پولِ کثافت قاه قاه
آه خدایا!
دگر تاب این رویای سرگردان را ندارم
رها کن مرا
که من در خوابی آسوده آرامم..
"ع.سپند"
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر ۱۳۹۶ ساعت 13:42 توسط عطااله جبلی
|