همه در زندانی با رویاهای پوسیده اسیریم

که کلید آزادی عاریه را

در بهم کوبیدن ملجٲ امن کودکی میدانیم

هرکسی

از هر سو که میرسید

می نگریست گرسنه وار!

  ⚪️⚪️⚪️

با دهانی باز و کف کرده سخن گویند از عشق!

تیز دندانانی، پشت نقاب حزن و آه

که آز گونه چطور میخندد در این پولِ کثافت قاه قاه

آه خدایا!

دگر تاب این رویای سرگردان را ندارم

رها کن مرا

که من در خوابی آسوده آرامم..



"ع.سپند"