کاروان
همـه شب نالــم چون نی که غمی دارم
دل و جـــان بـردی اما نشدی یارم
با ما بـــودی، بی مــا رفتی
چون بوی گل به کجا رفتی
تنهــــا مانــدم، تنهـــا رفتی
چو کاروان رود، فغانم از زمین بر آسمان رود
دور از یــــارم خــــــون مـــی بارم
فتـادم از پــا ز ناتوانی، اسیــر عشقــم، چنان که دانی
رهایی از غــم نمی توانم، تو چاره ای کن، که می توانی
گـــر ز دل بـر آرم آهـــی آتش از دلم ریزد
چون ستـاره از مژگانـم اشک آتشین ریزد
نه حریفـی تـا بـا او غـم دل گویم
نه امیدی در خاطر که تو را جویم
ای شـادی جان، سرو روان، کز بر ما رفتی
از محفل مـا چون دل مـا سـوی کجا رفتی
تنهـا ماندم، تنها رفتی
به کجایی غمگسار من، فغان زار من بشنو بازآ
از صبـــا حـکایتــی ز روزگــــار مـن بشنـــو بازآ
بازآ سوی رهی
چون روشنی از دیده ما رفتی
با قافلـه باد صبـا رفتی
تنهـا مانـدم تنهـا رفتی
<< رهی معیری >>
"کاروان" اثری زیباست که برای اولین بار با آهنگسازی مرحوم مرتضی محجوبی ، تنظیم جواد معروفی و صدای جادویی استاد بنان در مایه دشتی در برنامه رادیویی گلهای رنگارنگ با سازهای پیانو، تمبک و ویلن اجرا شده بود.
این اثر جاودانه نیز در محفلی خصوصی توسط استاد محمدرضا شجریان و با تار نوازی استاد پرویز مشکاتیان و صدای نی استاد محمد موسوی اجرا شده و تاکنون به صورت رسمی منتشر نشده است.
